الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
34
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
گرداند ! اكنون اگر ميل داريد ( بمانيد ! ) و به غلامانش گفت : او را از پشت صفها ببريد كه اين مرد ( موفّق ) او را نبيند ! ابومحمّد برخاست و پدرم نيز از جا برخاست ، او را در آغوش گرفت ، و او رفت . من به دربانان و غلامان پدرم گفتم : واى بر شما اين چه كسى بود كه نزد پدرم او را با كنيه نام برديد و او با وى چنين رفتار كرد ؟ ! گفتند : اين يك علوى است كه او را حسنبن على عليهما السلام مىگويند و به ابنالرّضا شهرت دارد . بر تعجّب من افزوده شد ، و از آن روز هميشه نگران و در كار او و پدرم و چيزهايى كه دربارهء او ديده بودم انديشناك بودم تا اينكه شب شد . روش پدرم اين بود كه چون نماز عشا را مىخواند ، به رايزنيهاى مورد نياز آن شب و آنچه را كه بايد به خليفه گزارش كند ، مىنشست و مىانديشيد . همين كه نمازش را خواند و نشست ، من آمدم و مقابل او نشستم و هيچ كس نزد او نبود . به من گفت : احمد ! كارى دارى ؟ گفتم : آرى پدرم ! اگر اجازه مىفرماييد ، بپرسم ! گفت : پسرم ! البته كه اجازه دادم هر چه مىخواهى بپرس ! گفتم : پدرجان ، اين مردى كه بامداد امروز ديدم با او چنان رفتار پر از بزرگداشت و احترام و تعظيم فرمودى و خود را فداى او مىنمودى و پدر و مادرت را فداى او مىكردى ، چه كسى بود ؟ ! گفت : پسرم ! اين امام شيعيان است ، اين حسنبن علىّ معروف به ابنالرّضا عليهم السلام است . ( اينها را كه گفت ) مدّتى ساكت ماند ، سپس گفت : پسرم ! اگر رهبرى از ميان بنىعباس برود ، هيچ كس از بنىهاشم جز اين مرد شايستگى و لياقت آن را ندارد ، اين مرد به خاطر فضل و پارسايى و رفتار خوش و خويشتن دارى و زهد و عبادت و اخلاق خوب و صلاح و